نامه پروفسور جیمز رابسون به علامه عسکری

جیمز رابسون

آقای عزیز سید مرتضی العسکری

در اواسط آگوست گذشته، دو نسخه از آثار شما «عبد الله بن سبأ  و أساطير أخرى» و کتاب «خمسون و مائة صحابي مختلق» را دریافت کردم. در آن هنگام نامه‌ای به شما نوشتم که من شخص مسنی هستم و از سلامتی کامل بهره‌ای ندارم. بنابراین برای مطالعه‌ی این کتاب‌ها احتیاج به زمان دارم. مطالعه‌ی آن‌ها بیش از آن چه تصور می‌کردم وقت مرا گرفت. من آن کتاب‌ها را دوبار با اشتیاق فراوان خواندم. گر چه میل داشتم در این باره شرح مفصلی بنویسم، ولی احساس می‌کنم که می‌بایست در این هنگام این نامه را بنویسم و از روش تحقیق و بررسی و دقت عالمانه‌ای که در این دو کتاب به کار رفته است تحسین نمایم. در چنین سنی نمی‌توانم با اطمینان به آینده بنگرم که قادر به نوشتن شرح مفصلی درباره‌ی این دو کتاب باشم. چون ممکن است پیری نیز مانع نوشتن این مختصر گردد. نمی‌خواهم بیش از این، نوشتن این نامه را به تأخیر بیاندازم.

در کتاب اول، من از بررسی و جزئیات مربوط به داستان «عبد الله بن سبأ و سبائیان» بسیار خوشم آمد، زیرا با بحث پر ارزش، نویسندگان قدیم و جدید شرق و غرب و منابعی که آن‌ها بدان استناد کرده‌اند به خوبی دنبال شده است. نمودار صفحه‌ی ۵۷ بسیار مفید است و منابع اصلی روایات سیف و اخبار او را به خوبی نشان می‌دهد و روشن می‌سازد که چگونه نویسندگان بعد از وی بر یک منبع و یا سایر این منابع استناد کرده‌اند.

پس از آن، لیست تعدادی از علمائی می‌آید که نظر خود را در باره‌ی ارزش اخبار سیف از زمان ابو داود تا ابن حجر بیان داشته‌اند. تمام آن‌ها از سیف انتقاد کرده و کلماتی و جملاتی چون «ضعیف»، «روایات او متروک است»، «بی‌ارزش»، «دروغ‌گو» و «احتمال این که او زندیق است» و مانند این‌ها درباره‌ی او به کار برده‌اند. این علماء همگی بر غیر قابل اعتماد بودن روایات سیف و حتی جعلی بودن آن‌ها متفق القولند. این یک بحث قوی و قانع کننده‌ای است. من در مطالعه نظریات علماء درباره‌ی راویان حدیث متوجه شدم که همگی با هم –در تقویت و تضعیف یک راوی- موافق نیستند. ولی درباره‌ی سیف هیچ گونه مخالفتی وجود ندارد و آدمی را به شگفتی می‌اندازد که چگونه –با این حال- نویسندگان بعدی به آسانی روایات او را قبول کرده‌اند.

اما می‌خواهم راجع به طبری که در نقل اخبار سیف هیچ تردیدی نکرده است، اظهار نظری کرده باشم. با توجه به سبک تاریخ نگاری مدرن امروز، تاریخ طبری یک اثر تاریخی به شمار نمی‌رود، چون چنین به نظر می‌رسد که هدف اصلی او نوشتن تمام روایاتی بوده است که به آن‌ها دسترسی پیدا کرده، بدون این که لازم بداند اظهار نظری درباره‌ی ارزش و اعتبار آن‌ها کرده باشد. بنابراین یک نفر می‌تواند به راحتی بفهمد که بعضی از روایات او از روایات دیگرش ضعیف‌تر است. شاید بتوانیم او را از به کار بردن روشی که امروز قابل قبول نمی‌باشد معذورش بداریم. حداقل او اطلاعات بسیار زیادی را در اختیار دیگران قرار داده است. دانشمندان نکته سنجی مانند شما می‌توانند روایات صحیح (و معتبر) را از روایات جعلی تشخیص دهند.

بررسی شما در مورد روایاتی که سیف ذکر کرده است به شیوه‌ی بسیار جالب و مؤثری عنوان گردیده است، اول روایات سیف را –آورده‌اید- و سپس روایاتی که به وسیله دیگران ذکر شده است نوشته‌اید. آن‌گاه این دو رشته روایات را با هم تطبیق و مقایسه کرده‌اید. این مقایسه دقیق درباره‌ی روایات و همچنین اسناد، انجام گرفته و نشان داده شده است که سیف غالباً از راویان ناشناخته (مجهول الهویت) روایت کرده است. این خود این سؤال را پیش می‌آورد که چرا نام هیچ یک از این راویان به وسیله‌ی نویسندگان دیگر ذکر نشده است، و شخص را به این نتیجه می‌رساند که سیف خود آن راویان را اختراع کرده است. این اتهام جدی نسبت به سیف یک فرض  قابل قبول و منطقی است که با مقایسه «روایات» سیف با «روایات» دیگران به دست می‌آید.

و باز در ضمن بحث‌ها بیان شده است که سیف داستان‌هایی با اتفاقات معجزه آسا ذکر کرده است که آن‌ها را نمی‌توان قبول کرد. مانند آن که شن‌های بیابان برای لشکر مسلمانان تبدیل به آب شد و یا دریاها به زمین شنزار مبدل گردید و یا گله گاو‌ها به سخن درآمدند و لشکر مسلمانان را از مخفیگاه خود با خبر ساختند و مطالب دیگری از این قبیل. در زمان سیف این امکان وجود داشت که چنین داستان‌های «ساختگی» را به عنوان «وقائع» تاریخی برای دیگران نقل کند، ولی امروزه قبول این داستان‌ها برای پژوهشگران کنجکاو، غیر قابل قبول است. بحث‌های قانع کننده‌ای نیز در این کتاب مطرح شده است که نشان دهد چگونه اخبار سیف در باره‌ی ابن سبأ و سبَئیان کاملا «ساختگی» و غیر قابل باور است.

مؤلف در این کتاب خاطر نشان می‌سازد که بعضی از خاور شناسان مطالعاتشان بر اساس اخبار سیف پایه گذاری شده است. مانند خبرِ زیادیِ شماره‌ی کشته شدگان در جنگ‌های اولیه مسلمانان و اعتقاد به این که یک یهودی ناشناس، ابن سبأ توانسته است در اعتقاد صحابه پیامبر نفوذ کرده و عامل اصلی شوراندن مردم علیه عثمان بوده و باعث کشتن وی گردد، و همچنین آتش جنگ را بین علی و طلحه و زبیر دامن زده است.  این ممکن است در مواردی درست باشد ولی نمی‌تواند در همه‌ی موارد حقیقت داشته باشد. این مطلب به خوبی از مقالاتی که در باره‌ی عبد الله بن سبأ در چاپ اول و دوم دائرة المعارف اسلامی آمده است آشکار می‌باشد. سیف وقت زیادی برای ساختن قهرمانانی از قبیله‌ی تمیم صرف می‌کند. قبیله‌ای که دودمان سیف از آن بوده است، ولی سِر ویلیام مویر مدت‌ها قبل، گفت که چگونه در زمان جنگ‌های مرتدان، قبیله تمیم به لشکر خلیفه اول تسلیم شدند. در این جا به گفته سِر توماس آرنولد نیز می‌توان اشاره نمود که جلب توجه به این حقیقت می‌کند که فتوحات نخستین اسلامی بیش‌تر به منظور گسترش حکومت اسلامی بود تا نشر عقائد دینی.

در کتاب دوم «خمسون و مائة صحابي مختلق» به این نکته توجه شده است که سیف در ربع اول قرن دوم هجری زندگی می‌کرده و از قبیله «تمیم» که یکی از قبائل «مضر» بود و در کوفه زندگی می‌کرده است. این مطلب به انسان کمک می‌کند که تمایلات سیف و عواملی که او را بر داستان سرائی‌هایش وا می‌داشته است مورد مطالعه قرار دهد. در این کتاب بحثی در باره‌ی «زنادقه» و پیروان «مانی» نیز شده است و این که در آن جامعه روحیه تعصب قبیله‌ای از زمان پیامبر تا زمان عباسیان ادامه داشته است و به سبب این تعصب، سیف از قبائل شمالی تعریف می‌کند و از آن‌ها قهرمانان و شاعرانی که درباره‌ی قهرمانان قبیله شعر سروده‌اند و اصحابی برای پیامبر از قبیله تمیم جنگ‌ها و غزواتی که حقیقت نداشته‌اند ساخته و به منظور تجلیل از قهرمانان ساختگی خودش میلیون‌ها کشته و تعداد زیادی اسیر جنگی ذکر کرده است. اشعاری که به قهرمانان ساختگی نسبت داده در مدح و ستایش قبائل «مضر» و سپس قبیله «تمیم» و «بنی عمرو» که سیف نیز از آن دودمان است، می‌باشد. سیف مردانی از قبیله «مضر» را به عنوان رهبران اصلی جنگ‌هایی که به وسیله مردان قبائل دیگر رهبری شده ذکر کرده است. در مواردی سیف از افرادی که در جامعه آن روز وجود داشته‌اند قهرمانانی ساخته است و در موارد دیگر از رهبران دیگری نام برده است که پرداخته تخیلات «خود» او می‌باشند. این موضوع مورد بحث قرار گرفته که هدف اخبار دروغ سیف از طرفی برای مشوش ساختن افکار و تغییر دادن اعتقادات توده‌ی مردم (مسلمانان) بوده و از طرف دیگر برای به وجود آوردن یک تصور غلط در افراد غیر مسلمان بوده است. سیف در سند سازی و ذکر اخبار دروغ به اندازه‌ای مهارت داشته است که اخبار ساختگی او به عنوان یک تاریخ واقعی مورد قبول بعضی‌ها قرار گرفته است.

این خلاصه‌ایست از خطاهائی که سیف به سبب ارتکاب آن‌ها مجرم شناخته شده است. قسمت اصلی کتاب به تفصیل از ۲۳ شخص «صحابی قلابی» بحث می‌کند و نمونه‌هایی از اخبار سیف را نشان می‌دهد و روشن می‌سازد که روایت‌های سیف چگونه با منابع اصیل و مدارک موثق تفاوت بسیار دارد، نه تنها در خبر سازی بلکه در سند سازی و با به کار بردن نام راویانی که وجود خارجی نداشته‌اند.

این کتاب با دقت و مهارت بسیار نوشته شده است و بحث بسیار قانع کننده‌ای علیه قابل اعتماد بودن روایات سیف کرده است در حالی که نویسندگان نامداری اخبار سیف را در نوشته‌های خود آورده‌اند. دو کتاب سیف فتوح و جمل مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده است که مطالب آن‌ها و نوشته نویسندگان بعدی (که به این مطالب متکی است) غیر قابل اطمینان می‌باشد.

این کتاب محکم‌ترین و قاطع‌ترین تحقیق و بررسی است که با دقت فراوان و دید وسیع و کیفیت انتقادی عالی انجام گرفته است. من بسیار خرسندم که این فرصت را پیدا کردم که بتوانم وقت زیادی برای مطالعه‌ی این بحث‌ها صرف نمایم و این بحث‌ها برای من کاملا قابل قبول و متقاعد کننده است و اطمینان دارم که تمام کسانی که این کتاب‌ها را با فکر باز مطالعه کنند قدرت بحث انتقادی که در آن به کار رفته است تحسین خواهند نمود.

با تشکر بسیار برای ارسال این کتاب‌ها و پوزش که به علت کهولت سن و ناتوانی‌های دیگر در جواب تأخیر کرده‌ام.

ارادتمند شما

جیمز رابسون

آدرس: جیمز رابسون، شماره‌ی ۱۷ وودلندز درایو، گلاسکو، جی ۴، ۹ ای کیو، انگلستان.[۱]


[۱]. ترجمه‌ی نامه توسط حسین صاحب انجام گرفته شده است و این نامه در جلد اول کتاب یکصد و پنجاه صحابی ساختگی، منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *